شناسه: 339701

فرمانده ارتش سوریه

یکی از فرماندهان ارتش سوریه خیلی پیگیری کرد که سردار همدانی یک روز نهار به منزل ایشان برود. ایشان تقریبا نفر سوم ارتش سوریه و یک نفر علوی به شمار می آمد. اما نه مثل ما شیعیان که خیلی به حجاب و بعضی موضوعات مکلف و مقید باشد. دیگر ایشان وقتی خیلی اصرار کرد، سردار همدانی پذیرفتند یک روز به منزل این افسر ارشد سوریه بروند. آن افسر ارشد به سردار همدانی گفت: ابو وهب همه چیز بر اساس شیعه در منزل ما در حال تنظیم شدن است. شما مطمین باشید همه ی ظروف را عوض کرده ادیم، همه ی فرش ها پاک است، همه ی موارد آنطور که شما می خواهید است. کل طایفه ی من حجابش براساس شیعه است. آن روزی که سردار همدانی به منزل این افسر ارشد سوریه رفتند، تمام کوچه حول محور این منزل به احترام اینکه سردار همدانی می خواهد به منزل این آقا برود، تمام، حجاب برتر، حجاب شیعه و چادرهای عربی به سرشان کرده بودند. تمام مردم آنجا به احترام سردار همدانی، جلوی در و دست به سینه ایستاده بودند. سردار همدانی وقتی وارد منزل این این افسر ارتش سوریه شد، نگاه که کرد دید اصلا مثل اینکه فضا، فضای خانه ی خودش است. کسانی که در آن منزل بودند همه حجاب داشتند. نوع مبلمان و چیدمان منزلشان، نوع خوراکشان، خانم این خانه رفته و پیگیری کرده بود که نوع پختن یک خورشت قرمه سبزی را یاد بگیرد. اینقدر نسبت به سردار همدانی اعتقاد داشتند، ایمان داشتند، علاقه داشتند. سردار همدانی که غذایش را خورد و آمد بیرون، هفته ی بعدش این فرمانده ارتش سوریه شهید شد. هنگام ورود سردار همدانی در این منطقه که منطقه علوی ست، تمام آن منطقه به احترام سردار همدانی و کارهایی که در سوریه کرده بود، دیگر حجاب برتر را انتخاب کردند و رهایش هم نکردند. 

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه