شناسه: 339609

نقشه راه سوریه 3

اجازه بدهید اتفاقی را که در شورای امنیت سوریه رخ داد، برایتان تعریف کنم. چون کشور سوریه وضعیت بحرانی پیدا کرده بود، این شورا مدام تشکیل جلسه می‌داد. مهم‌ترین دستورات برای ارتش و مهم‌ترین سیاست‌های کلان سوریه در این شورا صادر و اخذ می‌شد. یک فردی که حدود بیست سال آشپز وزارت دفاع بود و برای وزیر دفاع، اعضای شورای عالی امنیت و فرماندهان ستاد ارتش سوریه غذا می‌پخت، توسط مخالفین با دریافت مبلغ زیادی پول جذب می‌شود، آن‌ها موادی به نام جیوه در اختیار او قرار می‌دهند تا در غذای این اشخاص بریزد. جیوه ضمن اینکه وارد خون می‌شود، داخل سلول‌های بدن نیز نفوذ می‌کند. نهایتاً برخی از اعضای این شورا با خوردن غذای آلوده، به شدت مسموم می‌شوند. آن آشپز هم به محض سرو این غذا به بهانۀ کاری از ساختمان ستاد ارتش خارج شده و توسط مخالفین مسلح به کشور اردن برده شد و پناهندۀ این کشور شد. در این عملیات تروریستی وزیر دفاع، تعدادی از اعضای شورای عالی امنیت و وزیر کشور مسموم شدند. درمان اولیه روی آنها انجام شد، اما جواب نداد. خونشان را هم عوض کردند، اما باز بهبودی حاصل نشد. چون جیوه داخل سلول‌های آنها نیز رفته بود. نهایتاً یک تیم پزشکی از بیمارستان بقیه‌الله ایران به سوریه آمدند و بحمدالله پزشکان بسیار مجرب ما توانستند این مسمومین را تحت درمان قرار داده و از مرگ حتمی نجات دهند. البته درمان این افراد حدود یک ماه‌ونیم به طول انجامید. تروریست‌ها تصمیم داشتند که ابتدا ارکان نظام و فرماندهان ارتش را مسموم کرده و از بین ببرند و بعد از آن حملۀ خود را آغاز کنند. 
اتفاق دیگری نیز اسفندماه سال ۱۳۸۹ زمانی که دمشق محاصره شده بود روی داد. ماجرا این بود که تروریست‌ها فردی از معتمدین دولت را با پرداخت پول جذب کردند. همان زمان که قرار بود حملۀ گسترده و سراسری خود را به دمشق آغاز کنند. ساعت هشت صبح جلسۀ شورای عالی امنیت تشکیل شده بود و اعضای شورا دور یک میز لوزی شکل نشسته بودند. قبل از شروع جلسه توسط همان فرد خود فروخته، مواد منفجره زیر این میز جاسازی شده بود. پس از یک ربعی که از شروع جلسه می‌گذرد، انفجار مهیبی به وقوع می‌پیوندد. در این انفجار وزیر دفاع، شوهر خواهر بشار، آصف شوکت، رئیس شورای عالی امنیت کشته می‌شوند و تعدادی دیگر از اعضای این شورا کشته و مجروح می‌شوند. در واقع تروریست‌ها کسی که مورد اعتماد فرماندهان ارشد بود را می‌خرند و با تهدید خودش و خانواده‌اش، این عملیات تروریستی را انجام می‌دهند. دقیقاً مثل تروری که در اوایل انقلاب در دفتر ریاست جمهوری، زمان شهید رجائی انجام شد و شخصی که آن بمب‌گذاری را انجام داد، فردی مورد اعتماد شهید رجائی بود. تروریست‌ها قصد داشتند، حالا که محاصرۀ شهر دمشق کامل شده با این عملیات تروریستی فرماندهان و مسئولان رده بالای سوریه را از دور خارج کرده و با یک حملۀسراسری و گسترده، کل شهر دمشق را تصرف نمایند و با این کار دیگر کار سوریه یکسره می‌شد و رژیم سوریه به طور کامل سقوط می‌کرد. 
... اسفند ۱۳۹۱ تروریست‌ها کاملا به نقطه پیروزی نزدیک شده بودند. آن‌ها با حمایت همه جانبه عربستان، قطر، امارات و کشورهای غربی توانسته بودند حلقه محاصره را تنگ‌تر و به کاخ ریاست جمهوری سوریه در دمشق نزدیک شوند. طوری که عنقریب کاخ را به اشغال خود درآورند. آن شب وضعیت بسیار بغرنجی پیش آمده بود. البته خانواده‌ها را فرستاده بودیم به جاهای امن. بشاراسد هم کار را تمام شده می‌دانست و دنبال رفتن به یک کشور دیگر بود

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه