تولد ماهان
بار اولی که همسرم رفت، اوایل جنگ سوریه بود و منطقه اوضاع خطرناکی داشت، اما منوچهر همیشه در هر کاری داوطلب بود. شجاعت زیادی از خودش نشان میداد. همسرم از گمنامترین و مظلومترین شهدای مدافع حرم است. روزهای آخر خیلی خاکی و تودار شده بود. خندهای دلنشین روی لبانش بود. انگار میخواست بیدغدغه برود و حتماً در دلش با همه وداع کرد. بار آخر که اعزام شد، فقط چند ماه مانده بود فرزند دوممان متولد شود! میگفت: پسرم که به دنیا آمد اسمش را ماهان بگذارید. خیلی ذوق داشت ماهان کوچولویش را ببیند، اما قسمت بود که قبل از دیدن روی نوزادش شهید شود. آن طور که همرزمانش تعریف کردهاند، همسرم دهم خرداد ۱۳۹۴ در حمله انتخاری عوامل تروریستی داعش در شهر الرمادی عراق به شهادت میرسد. در این زمان فقط ۱۰ روز از اعزامش به عراق میگذشت. پیکر منوچهر در این حمله انتحاری سوخته بود. چند روز بعد در ۱۴ خرداد ۱۳۹۴، شهید را تشییع کردیم و در گلزار شهدای روستای «میهم سفلی» به خاک سپردیم. روستای میهم روز شهادت منوچهر مملو از جمعیت شده بود. روز دفن پیکر منوچهر مصادف شده بود با سالروز وفات حضرت امام (ره). در چنین روزی همسرم را تا آرامگاه ابدیاش بدرقه کردیم.
همسر شهید
ثبت دیدگاه