پیکر سوخته
قبل از شهادت نوهام رفتم تهران برای دیدنش. بعد از مدتی که آنجا ماندم، همراه خانمش برگشتیم روستای میهم. در راه منوچهر گفت: ننه آن هواپیماها را میبینی؟ گفتم بله. گفت: آرزویم این است که یک بار دیگر سوار آن هواپیماها بشوم و به سوی سوریه پرواز کنم. دوست داشت دوباره به جبهه برود. عاقبت رفت عراق و خبر آمد که شهید شده است. آن لحظه که خبر شهادتش به ما رسید یاد دعای ۳۳ سال پیش مادرش افتادم که او را به امام حسین (ع) سپرد. منوچهر با پیکر سوخته به وطن بازگشت.
گلباغی میهمی مادربزرگ شهید
ثبت دیدگاه