شناسه: 339589

نگین انگشتر

از همان بدو تولد پسرم، احساس می‌کردم آدم بزرگی می‌شود. خیلی زود شروع به نماز خواندن و انجام واجبات کرد. مدام در فکر خدمت به محرومان بود. لحظه‌ای از کمک به مستمندان غفلت نمی‌کرد. همین تقید مذهبی و کمک به محرومین باعث شده بود اهالی روستا او را دوست داشته باشند. مثل نگین انگشتر در روستا می‌درخشید. هم خودش اهل عبادت بود و هم اطرافیان و مردم را به عبادت و حضور در مسجد تشویق می‌کرد. شکر خدا پسرم در خدمت مردم بود. بارها می‌دیدم که به کمک دیگران می‌رود و در کارهای مختلف کمک‌شان می‌کند. شهید مثل یک ستاره در آسمان روستا می‌درخشید و سعی می‌کرد جوان‌ترها را به راه راست هدایت کند.

مرتضی سعیدی پدر شهید

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه