شناسه: 339533

خاطره شهید علی حسن فتحی

علی حسن فتحی علی بعد از چهار خواهر به دنیا آمده بود و خیلی برای پدرم عزیز بود . با این وجود مردانه فکر می کرد و تصمیم می گرفت . معتقد بود که دفاع از مملکت مثل نماز خواندن واجب است . وقتی به صورت داوطلبانه برای سربازی اسم نوشت و قرار شد برود زاهدان ، پدرم مخالفت کرد . علی گفت : - اگه شما تونستید نماز نخونید ، من هم می تونم نرم ! ... من باید برم !

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه