عکس برای شهادت
احمد شهید شده بود. می خواستم سوار ماشین بشوم که عکس زیبایش را پشت شیشه دیدم. انگار داشت نگاهم می کرد. به یاد زمانی افتادم که مادر شوهرم از همدان آمده بود منزل مان. عکس قاب شده پسرش را که دید به همسرم گفت: ماشاالله ... احمد جون چقدر این عکست قشنگ شده ! احمد سرش را خاراند و با خنده گفت : این رو گرفتم که وقتی شهید شدم بزنن پشت شیشه ماشین حالا همان عکس پشت شیشه ماشین بود و داشت به ما زمینی ها می خندید!
ثبت دیدگاه