شناسه: 339322

دوست بی‌نماز

خانواده یکی از آشنایان اهل نماز نبودند. اتفاقاً با ما همسایه بودند و آقا سید را خیلی دوست داشتند. ولی سید هیچ‌وقت به خانه آن‌ها نمی‌رفت. یک‌بار که آن خانواده مهمان ما بودند به آقا هاشم گفتند: شما چرا خونه ما نمیای؟ آقا سید هم جواب داد: شما که نماز نمی‌خونید. آدم مگه خونه کسی که نماز نمیخونه میره؟ گفتند: اگه ما نماز بخونیم، شما خونه ما میای؟ آقا سید هم گفت: بله. از آن به بعد شروع کردند به نمازخواندن و آقا سید هم شب‌هایی که وقت داشت می‌رفت و به آن‌ها سر می‌زد. می‌گفت: مگه خدا به نماز ما احتیاج داره؟ ما نماز رو برای خودمون میخونیم.

به روایت همسر شهید

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه