مثل سیدالشهدا
همیشه بعد از نمازهایش میگفت: به دماء الشهدائنا. یکبار گفتم: هاشم آقا، شما منو دوست داری؟ گفت: بله! خیلی دوستت دارم. گفتم: اگه منو دوست داشتی، دعا نمیکردی شهید بشی. میگفت: خانم! لیاقت ندارم. من سعادت ندارم شهید بشم. من خیلی دوست داشتم دوران جنگ شهید بشم ولی نشد. دوست دارم مثل جدم امام حسین (علیهالسلام) شهید بشم. موقع شهادتش هم تیر به گلوی آقا هاشم خورده بود. وقتی سردار هادیانفر داشت نحوه شهادت آقا سید را تعریف میکرد، بین صحبتهایش گفت: آقاسید، مثل جدش امام حسین(علیهالسلام) شهید شد. اول اشهدش رو گفت و بعد هم هر چی خواست بگه حنجرهاش خرخر میکرد و خون بیرون میزد. آقا سید به آرزوش رسید و مثل جدش شهید شد.
به روایت همسر شهید
ثبت دیدگاه