شناسه: 291913

تقيد به مسائل شرعي

راوی فاطمه تسلیمی: زمانی که من کلاس پنجم بودم یکروز سر کلاس بودم که خانم مدیر به ما گفت : روسری هایتان را بردارید چون بازرس مرد قرار است به مدرسه ی ما بیاد و از درسهایتان سوال کند. و ما هم مجبور شدیم و روسریهایمان را برداشتیم . وقتی به خانه برگشتم . ماجرا را به برادرم حسن گفتم . خیلی ناراحت شد و گفت : دیگر نمی خواهم به مدرسه بروی . مادرم گفت : حسن جان بگذار به مدرسه برود و درسش را بخواند ولی ایشان در جواب گفت : من دوست ندارم خواهرانم بدون حجاب باشند و برای همین نمی گذارم آنها به مدرسه بروند و من هم دیگر به مدرسه نرفتم و در خانه ماندم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه