توجه به تحصیل و علم آموزی
محمد رضا حشمتی یادم است یک بار به همراه محمد رضا به زاغه مهمات رفتیم .تا کمی سلاح و تجهیزات تحویل بگیریم ، ولی هر کاری کردیم به ما مهمات ندادند مسئول آنجا گفت: با همان مهماتی که دارید با دشمن بجنگید ما مهماتی نداریم که به شما بدهیم . محمد رضا خیلی ناراحت شده بود وقتی برگشتیم به بچه ها گفت : درست است که سلا حهایمان فشنگ ندارد ، درست است که تعداد نارنجک هایمان کم است ولی باید مقاومت کنیم. یکی از بچه ها گفت: اگر تعداد نارنجکهایمان بیشتر باشد می توانیم مقاومت کنیم . ولی شهید حشمتی گفت : چاره ای نیست ، ان شا ءا… خداوند ما را یاری دهد . آقای حشمتی از روحیه عجیبی برخوردار بود و بسیا ردلاورانه با کمترین تجهیزات تا آخرین نفس در مقابل دشمن مقاومت کرد تا به فیض عظیم شهادت نائل گشت.
ثبت دیدگاه