شناسه: 288036

خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید

به روایت از غلامرضا حمامی : یک شب در خواب دیدم که با برادرم به سمت منزل امام خمینی (قدس سره) حرکت می کنیم. منزل امام روضه بود. مردها و خانم ها از هم جدا بودند. من به سمت اتاق زنانه رفتم و برادرم نیز به اتاق آقایان، دالانی بود که پله های زیادی داشت. از پله ها بالا رفتم قبل از اینکه به اتاق خانم ها برسم در اتاق دیگری نارنجک درست می کردند،‌یک نفر به من گفت خانم به برادرت بگو ما این ها را چه کار کنیم، رفتم و برادرم را صدا کردم و موضوع را به او گفتم. او گفت بگو صبر کنند. در همین حین انگار که دشمن حمله کرد به دنبال برادرم رفتم، وقتی به او رسیدم دیدم مانند پرندگان بال درآورد و به آسمان پرواز کرد. بعد از چند روز خبر شهادتش را شنیدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه