شناسه: 287441

خاطرات جنگي

راوی احمد اخوان ایمان : در عملیات چزابه ، سپاه گلوله آتش بار 105 نداشت . در خارج بستان یک خانه پیدا کردیم که مملو از مهمات و گلوله آتش بار بود . به آقا مهدی اطلاع دادیم و یه دستور ایشان خانه را با پلاستیک پوشاندیم تا گلوله ها خراب نشود . من در سنگر آقا مهدی بی سیم چی بودم . اکثر فرماندهان عالی رتبه برای اطلاع از عملیات به منطقه آمده بودند و در داخل سنگر آقا مهدی مستقر بودند . از جمله برادر رضایی و باقری و آقای رفسنجانی در آنجا حضور داشتند . آقای صیاد شیرازی برای گرقتن مهمات به آنجا آمد . ایشان یکی از فرماندهان ارتش بود . آقا مهدی من را به عنوان مسئول زاغه مهمات معرفی کرد . آقا مهدی به آقای شیرازی گفت : هر چه گلوله م مهمات نیاز دارید از ایشان بگیرید . آقای صیاد شیرازی به شوخی گفت : آقای خادم الشریعه : از این کوچکتر پیدا نکردی ؟ در همین حال آقایان رضایی و رفسنجانی تبسم کردند .آقای باقری فرمانده نیروی زمینی سپاه هم در آنجا حضور داشت . ایشان گفت : جناب سرهنگ به قد ایشان چه کار دارید . ایشان یک وجب قد دارد ولی شش وجبش زیر زمین است . من رفتم و مهمات مورد نیاز را به ایشان دادم . آقای صیاد شیرازی گفت : گمان نمی کردم که بجه های بسیجی اینقدر اطلاعات در مورد مهمات داشته باشند با اینکه سن کمی دارند و خدمت سربازی هم انجام نداده اند . تمام اینها را مدیون آقا مهدی بودم که تمام اطلاعات مورد نیاز را به من گفته بود .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه