خاطرات جنگي
راوی محمد صفری : در بین راه اهواز _ سوسنگرد شهید خادم الشریعه وضعیت حمله عراقی ها و میزان پیشروی آن ها و نحو ة مقابله با آن ها را توضیح می دادند . نحوة آب انداختن منطقه را که از ابتکارات شهید چمران بود تشریح کردند و در ادامه راه به شهر محیدیه رسیدیم . لاشه تانک های دشمن در کنار دیوارهای شهر داخل مزرعه ها مشهود بود . خادم الشریعه فرمودند: مردم حمیدیه نسبتاً مقاومت خوبی کردند و عراقی ها نتوانستند داخل حمیدیه بیایند . به سوسنگرد که رسیدیم آثار وحشیگری دشمن پیدا بود مردم عادی خیلی کم حضو ر داشتند. فقط در حد نانوایی صلواتی و آرایشگاه و ... تعدادی از مردم حضور داشتند . به پل سابله نزدیکی بستان رسیدیم . به نحوة پاتک دشمن که پس ا ز آزادی سازی بستان از طریق این پل انجام گرفته بود ، آشنا شدیم . پس به شهر بستان که نشان از کینه و عناد دشمن بعثی بود وارد شدیم و از آنجا به محل قرارگاه تاکتیکی که درشمال بستان و معروف به پایگاه المهدی بود و قبلا توسط عراقیها ساخته شده بود و به تعبیر بچه ها خانة صدام بود رسیدیم در آنجا به وسیله کالک و نقشه به منطقه و خط و حدود هر گردان آشنا و توجیه شدیم و سپس به خط مقدم عازم شدیم و از نزدیک به وضعیت سنگرها و خط خودی و خط دشمن آشنا شدیم. خط و حدود گردان ما سمت راست منطقه پدافندی در شمال شرقی بستان که به جبهه ابوشهاب معروف بود . خط تحویل برادران اصفهانی بود . پس از توجیه خط به اهواز برگشتیم و نیروهای بسیج را تحویل گرفتیم و سازمان دسته ها و گروهان ها را کامل کردیم.محل استقرار نیروهای بسیج پادگان شهید بهشتی در ابتدای جاده اهواز _ خرمشهر قرار داشت. سلاح ، تجهیزات و لوازم تحویل نیروها شد و برای پدافند عازم خط شدیم.
ثبت دیدگاه