شناسه: 277040

خواب و روياي شهيد

راوی ابوالقاسم صمدی: یک روز صبح احمد از خواب بیدار شد و گفت : دیشب خواب دیدم یک سید بزرگواری آمد و به من گفت : دین اسلام نیاز به کمک و یاری شما داد . حالات او با روزهای دیگر خیلی فرق داشت . خلاصه از پدر و مادرم جهت رفتن به جبهه اجازه خواست . آنها با چشمانی گریان صورت او را بوسیدند و به او اجازه دادند و او خیلی خوشحال عازم جبهه گردید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه