https://www.shohada.org/index.php/fa/shahid/content/339750

شناسه خبر: 339750
۱۴۰۱-۴-۱۱ ۱۲:۵۹

گفتگو با همسر شهید 4

از بهترين خصوصيات مجتبي احترام زيادي بود كه به پدر و مادرش مي‌گذاشت. مجتبي و پدرش مثل دو تا دوست بودند. خيلي با هم صميمي بودند. مجتبي هر كاري از دستش برمي‌آمد انجام مي‌داد تا والدينش را خوشحال كند.
بسيار مهربان، خوشرو و خوش‌اخلاق بود. با ريحانه سه ساله همبازي مي‌شد. دخترم اين روزها كه همبازي‌اش نيست، دائم بهانه مي‌گيرد. وقتي مجتبي سر كار بود، ريحانه از من مي‌پرسيد كه بابا كي مي‌آيد. من سرگرمش مي‌كردم تا مجتبي از راه برسد. حالا كه ديگر او هيچ وقت برنمي‌گردد. مجتبي اهل صله رحم هم بود. همواره لبخند به لب داشت. بسيار اصرار به انجام امر به معروف و نهي از منكر داشت. هرگز در هيچ شرايطي امر به معروف را ترك نمي‌كرد. با زبان مهربانانه و صميمي همواره جوانان و نوجوانان را ارشاد مي‌كرد. بسيار هم روي حجاب زنان حساس بود. مجتبي ارادت خاصي به ابا عبدالله الحسين(ع) داشت. ارادتي كه او را با خودش تا قتلگاه كربلائيان رساند و از او رزمنده‌اي شهيد ساخت.
مجتبي خيلي به شهدا ارادت داشت و در مراسم و يادواره‌هاي شهدا شركت فعال داشت. همين يك سال پيش مجتبي در مأموريتي 9 روزه بود كه قرار شد در همدان يادواره شهدا برگزار شود. بلافاصله بعد از اينكه از مأموريت بازگشت، به كمك دوستانش رفت تا يادواره را برگزار كنند. وقتي بحث شهدا پيش مي‌آمد شبانه‌روز فعاليت كرد و خستگي را نمي‌فهميد و به قولي خستگي‌ناپذير مي‌شد. او از كار كردن براي شهدا لذت مي‌برد. يك بار به مجتبي گله كردم كه ما هم هستيم. به محض رسيدن، رفتيد سراغ يادواره! اصلاً در خانه حضور نداريد. مجتبي خنديد و گفت شرمنده‌ام، به خاطر شهدا تحمل كن. بعد گفت شهدا بيشتر از اينها گردن ما حق دارند. اگر اعتراض كني اجرت از بين مي‌رود خانمم. حالا وقتي آن روزها را مرور مي‌كنم و به ياد حرف‌هاي مجتبي مي‌افتم با خودم مي‌گويم مجتبي مزد همه زحمت و جهاد و اخلاصش را از شهدا گرفت. شهدا مزد مجاهدت همسرم را به خوبي دادند.
ریحانه خیلی بهانه پدرش را می گرفت. همسرشهید مجتبی کرمی گفته بود درصورتی که به محضر رهبر عالیقدر انقلاب مشرف شوم؛ تنها یک خواسته ازاو دارم وآن این است که دستی برسر ریحانه بکشد تا شاید با تصرف ولایی ایشان، دیگر اینقدر بهانه بابا را نگیرد و بی قراری نکند...
لحظه دیدار فرا رسید....
همسر و مادر پاسدار شهید مجتبی کرمی در دیداری خصوصی به محضر مقام معظم رهبری مشرف شدند.
حضرت امام خامنه ای به محض ورود به سالن به ریحانه روکرده وفرمودند: " ریحانه خانم شما هستید"؟
ریحانه سمت افرادی که نمی شناخت نمی رفت، اما برخلاف همیشه این بار، خود را از مادر جدا کرده، به سمت آقا رفته و در آغوشش جای گرفت و درست همانطور شد که مادر آرزو داشت...قرار قلب بی قرار ریحانه.
پـایـان