گفتگو با همسر شهید 5
این روزها را چطور میگذرانید؟
در طول زندگی مشترکمان به جز زمانی که عازم حج شد تا به حال نشده بود که مجید برای یک شب هم که شده در خانه نباشد یا ما را تنها بگذارد. حتی وقتی از طرف گردان ماموریت میگرفت و یا قزنطینه میشدند هم باز خودش را به خانه میرساند از طرفی تمام کارها را مجید خودش انجام میداد حتی نمیگذاشت من در پارکینگ را باز و بسته کنم به همین دلیل وقتی شهید شد نمیدانستم از کجا باید شروع کنم، مثل زن های بی دست و پا بودم. این روزها خیلی سخت میگذرد و من تنها به چشم یک امتحان به این اتفاق نگاه میکنم و منتظر ببینم خدا برایم چه میخواهد.
طه چطور با وضعیت نبودن پدرش کنار آمده؟
طه مثل پدرش صبور است، ولی بعضی وقتها حرفهایی میزند که جگر آدم را میسوزاند.متاسفانه موقع خاکسپاری مجید بالای قبر بود و دیده بوده که پدرش را چطور توی قبر میگذارند به همین دلیل تا مدتها تو خانه داراز میکشید و میگفت بابا اینطوری خوابیده بود. الان هم مدام جلوی عکس پدرش مینشیند و با او حرف میزند یا اگر چیزی بخرد میآورد و به مجید نشان میدهد .البته یک سوال همیشگی هم دارد "که مامان بابا کی بر میگردد خسته شدم" من هم میگویم ان شاا.. با امام زمان (عج)می آید.متاسفانه برخی افراد فکر میکنند مجید و یا امثال او برای رفتنشان به سوریه کلی پول گرفته اند و حالا که نیستند خانوادههایشان در رفاهند در حالیکه نمیدانند همه اینها دروغ است اگر کسی به خانه ما بیاید نمیدانم اصلا بتواند اینجا زندگی کند یا نه. یا مثلا فکر میکنند ما ماهی 5 میلیون تومان حقوق میگیریم در حالیکه اصلا این طور نیست، مجید و خیلی از شهدای مدافع حرم تنها یک بسیجی بودند.یا مثلا بعضیها میگویند"شهید شده که شده، مهم این است که الان پولش را میگیرید" واقعا حرفهایشان درآور است.