گفتگو با همسر شهید 4
چه چیزی باعث شد همسرتان عازم سوریه شود؟
مجیدولایی بود و چون حرف ولایت را قبول داشت و همیشه رهبر انقلاب را حضرت آقا خطاب میکرد برای دفاع از حرم عازم شد.خودش هم خیلی علاقه داشت، همیشه میگفت کاش من زمان جنگ بچه نبودم .کاش من هم جبهه میرفتم. مجید ما را خیلی دوست داشت اما به گفته یکی از همرزمانش شب حمله تلفن را گذاشته بودند وسط تا هرکس با خانوادهاش تماس بگیرد ولی مجید زنگ نمیزند میگوید" اگر صدای همسر و فرزندم را بشونم دیگر نمیتوانم بمانم"
چطور از شهادت همسرتان مطلع شدید؟
ختم قرآن نذر کرده بودم که سالم برگردد .30 صفحه خوانده بودم که قرآن را بستم و به خدا گفتم میگویند قرآن بخوانید تا قلبتان آرام شود پس چرا من دلم آرام نمیگیرد. به یکی از شاگردان مجید زنگ زدم و گفتم و از مجید خبر دارید او هم گفت بله ان شاا.. همین روزها میآیند نگو خبر داشته که مجید شهید شده اما به من چیزی نگفت. بعد از چند دقیقه تلفن زنگ زد برادرم بود گفت" شهرزاد میگویند مجید شهید شده گفتم "مطمئنی من همین الان با شاگردش حرف زدم " دلم آرام نگرفت به خانه پدر شوهرم زنگ زدم گفتم شاید آنها چیزی بدانند تلفن که زنگ خورد داماد خانواده گوشی را برداشت تا صدای من را شنید زد زیر گریه، گوشی از دستم افتاد طوری که هر کاری کردم نمیتوانستم گوشی به آن سبکی را از روی زمین بردارم.
به نظرتان شهادت شهدای مدافع حرم چه تاثیری در جامعه داشته؟
شهدای مدافع حرم، شهدای عصر ظهورند. میدانید خیلی وقت است که دیگر مردم شهیدی را از نزدیک ندیدهاند درست که است که کمیته جست و جوی مفقودین شهدای مفقودالاثر را تفحص کرده و پیکرهایشان را بعد از سالها به وطن بر میگرداند اما مردم خیلی وقت بود که این طور شهید ندیده بودند برای همین شهادت این شهدا تاثر عجیبی در جامعه گذاشته است.