https://www.shohada.org/index.php/fa/shahid/content/303165
شناسه خبر: 303165
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۴:۱۵
لحظه و نحوه شهادت
به محض اینکه از طریق برادر خانم علیرضا با خبر شدیم که علیرضا مجروح و در بیمارستان آقا مصطفی خمینی تهران بستری شده است همراه خانم و برادر خانمش به تهران رفتیم . علیرضا به محض دیدن من گفت : "پدرجان آمدی ؟ بگو ببینم حال مادر چطور است ." گفتم: خوب است چون علیرضا در آخرین دفعه ای که می خواست به منطقه برود مادرش را با به تهران برده و در آنجا عمل کرده بود . بعد از من خانم و برادر خانمش وارد اتاق شدند . من در کنار تخت علیرضا ایستاده بودم ، دیدم که رنگ و رویش زیاد خوب نیست ، ملحفه را کنار زدم دیدم از ناحیه شکم و ران سمت راست زخمی شده است . بعد از لحظه ای علیرضا که متوجه حال و روز من از دیدن جراحتش شده بود گفت :" پدرجان می بینی که طوری نشده ، پس به شهر برگرد چون همانطور که خودت می دانی که درنه خانه شما کسی است و نه در خانه ما . " گفتم : چه می گویی؟ بروم چه کار کنم ؟ می خواهی بروم یک قبر بکنم و زنده ، زنده بروم داخل قبر ، این را که گفتم ، دیگر علیرضا هیچ حرفی نگفت و بعد از گذشت چند روز علیرضا در همان بیمارستان به شهادت رسید