https://www.shohada.org/index.php/fa/shahid/content/296593
شناسه خبر: 296593
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۲:۳۹
خاطرات سیاسی
به روایت از رمضان محمدی : در روستای ما یک روحانی بنام حاج آقا کاظمی که به زندان رفته و شکنجه شده بود جهت تبلیغ آمده بود ما حدود 20 جوان بودیم که بعد از اینکه نماز تمام می شد و جمعیت متفرق می شدند در مسجد می ماندیم و ایشان ما را راهنمائی می کردند ما در راهپیمائیها شرکت می کردیم و به دلیل اینکه روستای ما خان نشین بود از ترس خانها پدر و مادرها ما را به منزل راه نمی دادند و ما مجبور بودیم حدود دو هفته در بیابانها اطراف روستا بخوابیم و چند شب را هم در خانه اقای کمالی در خدمت حاج آقا کاظمی بودیم و بعد که به دروغ می گفتیم ما در تظاهرات شرکت نمی کنیم کم کم اجازه رفتن به خانه را پیدا کردیم .