https://www.shohada.org/index.php/fa/shahid/content/295353

شناسه خبر: 295353
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۲:۲۲

تلاش و پشتکار

به روایت از ن.م فخرآبادی : «شهید ایوبیان هیکل رشیدی داشت .آمدیم دو طرف پتو را بلند کردیم . من مشاهده کردم لیور فرمان بولدوزر در دست است و دست دیگرش مشت است و از صورتش فقط دهان و حنجره تا پشت گردنش دیده می شود و بقیه را راکت برده بود . جنازه را حمل کردیم .» «شهید ایوبیان در عملیات طریق القدس اولین باری بود که به جبهه آمده بود و جزء رانندگان بلدوزر بود آموزش دیده بود و در عملیات طریق القدس ایشان را به عنوان راننده ذخیره گذاشته بودیم ، چون تجربه ای نداشت . شب عملیات یادم نمی رود که ناراحت بود و آمد گفت : شما به چه حقی مرا در تیمها نگذاشته اید ؟ به اصرار ایشان را عضو تیمها گذاشتیم . در آن شب هم در محوری که می خواستیم کار کنیم ، هنوز محور باز نشده بود و تیم ما هم نتوانسته بود کار کند ، در آن شب ، پیدایش نکردیم . یکی دو روز بعد به پایگاه آمد . من گفتم : کجا بودی ؟ چرا ترک کردی و رفتی ؟ گفت : من دیدم با بلدوزر نمی شود کار کرد ، رفتم و با رزمندگان با سلاح آرپی جی به جنگ دشمن رفتیم . بچه ها تعریف می کردند که ایشان با چه روحیه ای سلاح آرپی جی را بر دوش می گرفته و شلیک می کرده است . »