https://www.shohada.org/index.php/fa/shahid/content/288273
شناسه خبر: 288273
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۰:۴۱
توجه به تحصیل وعلم آموزی
محمد رضا حشمتی یادم است هنگام دفن محمد رضا لباسهای سپاه تنش بود همچنین پوتین نیز پایش بود و به همان صورت به خاک سپرده شد . سه شب بعد از به خاک سپردن محمد رضا او را در خواب دیدم ، دست مرا گرفته بود و کالیبر 45 به کمرش بسته بود . من هم کلتی همراه داشتم و در تعقیب دو نفر دیگر بودیم . پس از طی مسافتی آن دو نفر را از بین بردیم . آقای حشمتی رو به من کردو گفت : آقای احمدی ممنون ، زحمت کشیدی گفتم : خواهش می کنم سپس گفت : آقای احمدی گفتم : بله گفت : لباسهایم یادت نرود برو خانه و لباسهایم را بگیر وتحویل سپاه بده آنجا کسانی هستند که به آن نیاز داشته باشند . صبح که از خواب بیدار شدم طبق گفته ی محمد رضا لباسهای سپاه ایشان را از خانمش گرفتم و به انبار سپاه تحویل دادم و رسیدی نیز گرفتم رسید را هم به خانم ایشان دادم .