https://www.shohada.org/index.php/fa/shahid/content/287101
شناسه خبر: 287101
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۹:۲۵
بدون عنوان
سلطان يوسفي:آن روز به بچه هايم گفتم: تمام فكرم پيش كاظم است. پرسيدند براي چي؟ گفتم:
چيزي در او مي بينم كه در بقيه نيست. او شهيد خواهد شد.
گرچه باورش براي همه سخت بود اما من مي دانستم. چرا كه كاظم گفته بود: مادر جان! ديشب خواب زيبايي ديدم. چند كبوتر سفيد از آسمان آمده اند و در باغچه نشستند. وقتي كبوترها به پرواز در آمدند. من هم با آنها پركشيدم و به پرواز درآمدم.