خاطرات
اولین اعزام
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۵
اولین اعزام
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۵
توجه به خانواده
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۵
عشق به جهاد
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۵
نيکوکاري
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۵
خواب و رویای دیگران در مورد شهید
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۵
عشق به جهاد
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۵
لحظه و نحوه شهلدت
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۵
عشق به جهاد
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۵
تولد و کودکی
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۵
در پاکسازی ها قوت قلب نیروها بود
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۳
چذابه نقطه ای حساس در تاریخ بود
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۳
قاطعیت در دوره های آموزشی
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۳
جنگیدن تا شهادت
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۳
در چذابه یا چشمان من باید بخوابد یا چشمان تو
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۳
در نشانه گیری و تیراندازی دقیق بود
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۳
نظم و ترتیب پیدا کردن نیروها در خط چذابه
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۳
لگد کردن تصویر شهید علیمردانی توسط سربازان عراقی
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۳
فرمانده اي مثل پدر
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۳
خداحافظ فرمانده
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۳
شب آخر در آغوش گرم پدر
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۳
غروبهای انتظار
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۳
بابای شهید من بر نمی گردد
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۳
سردار جنگ، مردی آرام در زندگی
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۵:۰۳