شناسه: 315022

مبارزه با ضد انقلاب و منافقین

ایشان واقعاً فردی نترس بودند. من به یاد دارم محمد یک شب اواخر شب به منزل آمدند و به همراه خودشان دوتا اسلحه و یک بی سیم و یک خودرو به منزل آوردند. آن شب جمعه شب و یا شب شنبه بود که ایشان در روز تعظیل به ماموریت رفته بودند. محمد زمانیکه به منزل آمد پدرم با اصرار پرسیدند که شما کجا بودی؟ کجا رفتی؟ و چرا این موقع شب آمدی؟ دیر شده است و الان آخر شب است. در هر حال محمد زمانیکه با اصرار زیاد پدرم مواجه شد نهایتاً خیلی خلاصه و مختصر اعلام کردند که بنده به اتفاق یکی دیگر از دوستانم برای ماموریت به نیشابور و یکی دیگر از شهرستانهایی که الان در خاطرم نیست برای دستگیری دو نفر که در عملیات کودتای نوژه دست داشتند رفته بودیم. البته مسئله جالب توجه اینجا بود که پاسگاه آن شهرستان و آن محل هم ظاهراًٌ نتوانسته بودند که اقدامی برای دستگیری این فرد بکند. حالا یا اینکه امکان دستگیری این دونفر نبوده و یا اینکه نتوانسته بودند اینها را پیدا کنند - به هر حال محمد به همراه یکی دیگر از دوستانشان رفته بودند تا این دونفر خاطی را دستگیر کنند. پدرم در آنجا خیلی نگران شدند و می گفتند: شما چرا دونفری رفتید؟ حداقل می بایست با یک گروهی و یا یک دسته ای می رفتید. سید محمد گفت: نیازی نبود. دو نفری رفتیم و این دو نفر را دستگیر کردیم و آوردیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه