شناسه: 307611

دوران تحصیل

به روایت از اکبر دل خوش آبادی : با سنگ به چشم فرج ا... زده بودند و چشمش کبود شده بود. به خاطر همین موضوع به مدرسه اش رفتم. وقتی من را دید گفت:((مادر جان،اصلا لازم نیست که به خاطر این مسئله به مدرسه بیایی،آن کسی که سنگ زده تقصیر نداشته و از روی عمد این کار را نکرده است. گفتم: اگر خدای نکرده، چشمت کور می شد، آن وقت چه خاکی بر سرم می ریختم.)) گفت:((این هم قسمت من بوده که اینطور بشوم.))

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه