https://www.shohada.org/index.php/en/node/307061

شناسه خبر: 307061
2022-3-12 01:36

خاطرات سیاسی

به روایت از محمدرضا محمدی : قبل از پیروزی انقلاب یک روز ابوالقاسم گردن بند خانمش را فروخت و با پول آن مقدار زیادی اعلامیه از حضرت امام (ره) تهیه کرد و به گناباد آورد و آنها را می خواست به روستاها ببرد و بین مردم تقسیم کند همسرش به ایشان گفته بود نرو اگر شما را بگیرند خواهند کشت . ابوالقاسم هم گفته بود : مرا خواهند کشت ؟!!! خداحافظی کرده و رفته بود اعلامیه ها را پخش کرد . ما از این جریانات هیچ گونه اطلاعی نداشتیم تا این که یک روز دیدم چند تا اعلامیه داخل حیاط خانه افتاده است بعداً متوجه شدیم که ابوالقاسم آنها را داخل خانه انداخته است .