جمعه 12 شهريور 1389
آن چه مهم است حفظ راه شهداست، يعني پاسداري از خون شهدا، اين وظيفهي اول ماست «مقام معظم رهبري حفظهالله»
بروز شده
16/09/1387
شهدا
صفحه نخست
سرداران شهید استان
سرداران شهید شهرستانها
جستجوی شهید
جستجوی خاطره
جستجوی عکس
معاونت ها
ادبیات
پژوهش
جمع آوری
هنری
رایانه
روابط عمومی
کتاب
نشر ستاره ها
کتابشناسی ایـثار وشهادت
کتابهای قابل دانلود
صوت و تصویر
صدا
کلیپ
تصاویر جبهه وجنگ
نظرسنحی
این سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟
ضعیف
متوسط
خوب
عالی
سردار شهيد عليرضا عاصمي
نام پدر:
محمد
محل تولد:
شهرستان كاشمر
تاريخ تولد:
08/09/41
تاريخ شهادت :
13/10/65
محل شهادت :
کرمانشاه
منطقه :
عمليات كربلاي 4
مسؤليت :
شغل :
دانشجو
عضويت :
كادر
يگان:
تيپ21اامامرضا
گلزار :
شهدا
کد شهید:
6524025
زندگي نامه :
وصيت نامه :
در بانک تصاویر, کلید واژه: 'عاصمي' را جستجو کنید
این شهید در گروهای زیر ثبت شده است
گروه
معلمان -کارکنان آموزش وپرورش خراسان
تخریب(مهندسی)
ليست خاطرات شهيد تعدادكل خاطرات
139
آواز الاغ ! يكي از برادران تعريف مي كرد و مي گفت : عمليات كرخه نور بود . بعد از عمليات متوجه شديم كه دشمن دارد خودش را مجهز مي كند كه از يك قسمت شروع به پاتك كند به ما كه گروه تخريب بوديم گفتند ...
گوينده :
ن.م كبريان
نسبت گوينده :
نامشخص
موضوع:
خاطرات جنگي
ادامه ...
چهار روز بعد از عمليات يعني تاريخ 8 / 9 عمليات آغاز شد تاريخ 13 / 9 بود كه بدنبالمان آمدند و گفتند يك صدايي از ميدان مين مي آيد . بياييد برويم كه ظاهراً آن جا يك مجروح مانده است . گفتيم : چهار ...
گوينده :
عليرضا عاصمي
نسبت گوينده :
نامشخص
موضوع:
امدادهاي غيبي
ادامه ...
در يكي از عملياتها ، ما نيروهايمان كم بود و سلاح آنچناني نداشتيم فقط تنها سلاح جنگيمان اسلحه كلاش بود كه با آن مي جنگيديم و يك الاغ داشتيم كه مينها را با آن حمل مي كرديم . وقتي ميدان وسيعي را ...
گوينده :
عليرضا عاصمي
نسبت گوينده :
نامشخص
موضوع:
امدادهاي غيبي
ادامه ...
روي يكي از بلندترين قله ها در كردستان آب نبود و بچه ها داشتند از تشنگي تلف مي شدند . در همين حين يك گلوله كاتيوشا ي دشمن به روي قله اصابت كرد و از نوك قله آب مي جوشيد و چشمه پديدار شد و همه ...
گوينده :
عليرضا عاصمي
نسبت گوينده :
نامشخص
موضوع:
امدادهاي غيبي
ادامه ...
عمليات فتح يك بود ، عملياتي كه قرار بود براي اولين بار در اعماق خاك عراق صورت گيرد و به همين دليل بسياري از نقاط آن مبهم بود كه در راه چه پيش خواهد آمد ؟ آيا به هدف كه در عمق بيش از طد كيلومتري ...
گوينده :
مريم عاصمي
نسبت گوينده :
نامشخص
موضوع:
تقيد به انجام كامل ماموريت
ادامه ...
سحرگاه روز بعد از عمليات والفجر مقدماتي بود ، علي و يكي از يارانش كه بعدها شهيد شد (شهيد امير طاهري ) به خط مي روند ، تا موقعيت منطقه را ارزيابي كنند ، به علت مسائل و مشكلات خواصي نيروهاي اسلام ...
گوينده :
مريم عاصمي
نسبت گوينده :
نامشخص
موضوع:
هوش و استعداد
ادامه ...
شب 14 ماه بود و هوا كاملا با نور ماه روشن شده بود جهت مأموريتي در آب با قايق روانه خط مقدم در جزيره جنوبي شديم . در جريان هستيد كه تمام جزيره جنوب در زير سه متر آب قرار دارد . تعداد ما هفت نفر ...
گوينده :
عليرضا عاصمي
نسبت گوينده :
نامشخص
موضوع:
امدادهاي غيبي
ادامه ...
وقتي جنگ شروع شد ، اولين گروهي كه از كاشمر اعزام شد ، گروه ما بود ، اينكه مي گوييم (ما ) اميدوارم حمل بر زياد نشود ، آن زمان بسيج ملي بود و بسيج مستضعفين نبود . يك روز سپاه اعلام كرد كه مي خواهد ...
گوينده :
عليرضا عاصمي
نسبت گوينده :
نامشخص
موضوع:
عشق به جهاد
ادامه ...
عمليات بدر بود جاده خندق يك روز صبح زود يكي از برادران به نام زارع آمد و گفت : جاده اي در جلوست كه مي خواهند بزنند برويم . چگونگي كار را ببينيم . فكر كردم براي بر آوردن مي رويم رفتم و ديدم كه ...
گوينده :
عليرضا عاصمي
نسبت گوينده :
نامشخص
موضوع:
شجاعت و شهامت
ادامه ...
پير سيدي بود بنام محمد دباغ كه شغلش قاليبافي و خيلي ساده و بي آزار بود . صبح از خانه بيرون مي آمد و به كار قاليبافي مي پرداخت . سپس نماز جماعت ظهر مي خواند و نهار را خورد تا عصر كه نماز جماعت ...
گوينده :
عليرضا عاصمي
نسبت گوينده :
نامشخص
موضوع:
شجاعت و شهامت
ادامه ...
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
جستجوی سریع
نام خانوادگی شهدا
محل شهادت شهدا
متن خاطرات
عناوین کتاب
سایت های مرتبط
عكسهاي سايت
جستجو
یکی از هزاران ...
حدیث بیداری
پایگاه های دیگر
وبلاگ ها
وبلاگ به ياد شهدا
وبلاگ نور هزاره
وبلاگ گمشده هزاره
وبلاگ کربلاي جبهه ها يادش بخير
وبلاگ کجائيد ياران
وبلاگ کانال ماهي
وبلاگ ويش سرخ