جمعه 19 شهريور 1389
آن چه مهم است حفظ راه شهداست، يعني پاسداري از خون شهدا، اين وظيفهي اول ماست «مقام معظم رهبري حفظهالله»
بروز شده
16/09/1387
شهدا
صفحه نخست
سرداران شهید استان
سرداران شهید شهرستانها
جستجوی شهید
جستجوی خاطره
جستجوی عکس
معاونت ها
ادبیات
پژوهش
جمع آوری
هنری
رایانه
روابط عمومی
کتاب
نشر ستاره ها
کتابشناسی ایـثار وشهادت
کتابهای قابل دانلود
صوت و تصویر
صدا
کلیپ
تصاویر جبهه وجنگ
نظرسنحی
این سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟
ضعیف
متوسط
خوب
عالی
سردار شهيد مهدي ميرزاييصفياباد
نام پدر:
محمدرسول
محل تولد:
شهرستان مشهد
تاريخ تولد:
19/06/41
تاريخ شهادت :
29/07/63
محل شهادت :
ميمک
منطقه :
عمليات عاشورا 1
مسؤليت :
فرماندهتيپ
شغل :
عضويت :
كادر
يگان:
لشكر 5 نصر
گلزار :
بهشت رضا
کد شهید:
6313742
زندگي نامه :
وصيت نامه :
در بانک تصاویر, کلید واژه: 'ميرزاييصفياباد' را جستجو کنید
این شهید در گروهای زیر ثبت شده است
گروه
تخریب(مهندسی)
ليست خاطرات شهيد تعدادكل خاطرات
213
ايشان به دليل اصابت تركش از ناحيه دست مجروح شده بود و به علت درد شديد از ناحيه دست ، به بيمارستان مراجعه مي كند و موقعيكه از شدت درد ناله مي كند در همان حال دكتر او را مي بيند و به ايشان مي ...
گوينده :
حميده شريفي
نسبت گوينده :
نامشخص
موضوع:
خاطرات بعد از مجروحيت
ادامه ...
بعد از شروع عمليات بيت المقدس در ادامه عمليات نبرد در جاده اهواز بود كه قرار بود ما از كانال بيوز حمله كنيم . در شب عمليات براي باز كردن معبر جلو رفتيم و سپس بچه ها را جلو برديم شب قبل نيز از ...
گوينده :
مهدي ميرزايي صفي آباد
نسبت گوينده :
خودشهيد
موضوع:
خاطرات نحوه مجروحيت
ادامه ...
اولين آشنايي بنده با شهيد ميرزايي در سال 57 بود كه قبل از انقلاب براي رفتن به كوه مغان رفته بوديم و در غار مغان آنجا با شهيد ميرزائي آشنا شدم و ايشان با ر اولش بود كه به غار مغان مي آمد و از ...
گوينده :
اكبر نجاتي
نسبت گوينده :
نامشخص
موضوع:
اولين اعزام
ادامه ...
شهيد ميرزائي ابتدايي كه به جبهه آمده بود ، در تعميرگاه جهادسازندگي مشغول خدمت بود . بعد از گذشت مدّت كوتاهي يك روز آمد و گفت : من از كار كردن در تعميرگاه خسته شده ام در صورت امكان كار ديگري به ...
گوينده :
ن. م فخر آبادي
نسبت گوينده :
نامشخص
موضوع:
عشق به جهاد
ادامه ...
شهيد ميرزائي چند بار در طول جنگ مجروح شد و يادم است ، يكي دو بار از بيمارستان با همان لباس بيمارستان از دزفول و انديمشك فرار كرده و برگشته و به خط آمده بود. معلوم بود كه آنها نمي گذاشتند مرخص ...
گوينده :
اكبر نجاتي
نسبت گوينده :
نامشخص
موضوع:
عشق به جهاد
ادامه ...
خاطره ديگر اينكه تازه راه باز شده بود پد خندق آزاد شد ما جزء نيروهايي بوديم كه در مرحله دوم مي خواستند با هلي كوپتر ما را انتقال بدهند آنجا باز كسي نبود كه هلي كوپتر را راهنمايي كند چون آنجا ...
گوينده :
اكبر نجاتي
نسبت گوينده :
نامشخص
موضوع:
تدبير نظامي و مديريت
ادامه ...
چند تن از فرماندهان ارشد عراق در ارتفاع كله قندي به محاصره نيروهاي ما درآمدند . حتي يكي از آنها به تازگي به آنجا رفته بود كه اين نشانه تصور آنها از شكست ناپذيري خود در منطقه بود . به هر صورت ...
گوينده :
حسين داور دست
نسبت گوينده :
نامشخص
موضوع:
تدبير نظامي و مديريت
ادامه ...
حركت زيباي ديگرش به عنوان يك تدبير در مرحله دوم يا سوم همين عمليات بود كه بچه ها آمده بودند در عمق نفوذ كرده بودند و تا كنار خود رود دجله رفته بودند ، ولي پشت سر ما كه پد هلي كوپتر بود يا پد 8 ...
گوينده :
محمود باقرزاده
نسبت گوينده :
نامشخص
موضوع:
تدبير نظامي و مديريت
ادامه ...
يك خاطره ديگر هم از شهيد مربوط به بعد از عمليات دارم . اين را حالا چون خودم آنجا نبودم از قول ديگر برادران مي گويم . بعد از عمليات والفجر 3 بود . مأموريت انفجار يك تلمبه خانه بود كه جلوي شهر ...
گوينده :
حسن حسن زاده
نسبت گوينده :
نامشخص
موضوع:
تدبير نظامي و مديريت
ادامه ...
يادم مي آيد يك مرتبه با شهيد ميرزايي از ايلام به مشهد آمديم لذا به پادگان ظفر در ايلام رفتيم و مبلغ پانصد تومان به عنوان مساعده گرفتيم و به طرف مشهد راه افتاديم آمديم. مي دانم اين مبلغ را صرف ...
گوينده :
علي موحدي
نسبت گوينده :
نامشخص
موضوع:
محبوبيت شهيد نزد ديگران
ادامه ...
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
جستجوی سریع
نام خانوادگی شهدا
محل شهادت شهدا
متن خاطرات
عناوین کتاب
سایت های مرتبط
عكسهاي سايت
جستجو
یکی از هزاران ...
حدیث بیداری
پایگاه های دیگر
وبلاگ ها
وبلاگ به ياد شهدا
وبلاگ نور هزاره
وبلاگ گمشده هزاره
وبلاگ کربلاي جبهه ها يادش بخير
وبلاگ کجائيد ياران
وبلاگ کانال ماهي
وبلاگ ويش سرخ