جمعه 19 شهريور 1389 آن چه مهم است حفظ راه شهداست، يعني پاسداري از خون شهدا، اين وظيفه‌ي اول ماست «مقام معظم رهبري حفظه‌الله»  بروز شده16/09/1387
 
 
 
سردار شهيد ابوالفضل‌ رفيعي‌سيج‌
نام پدر:علي‌اصغر محل تولد:شهرستان مشهد
تاريخ تولد:11/01/34 تاريخ شهادت :12/12/62
محل شهادت :جزيره مجنون (جنوب ) منطقه :عمليات خيبر
مسؤليت :فرمانده‌تيپ‌ شغل :
عضويت : كادر يگان:لشكر 5 نصر
گلزار :بهشت رضا کد شهید:6211466
زندگي نامه :
وصيت نامه :
آلبوم تصاویر شهید شامل 12 تصویر ...
 در بانک تصاویر, کلید واژه: 'رفيعي‌سيج‌' را جستجو کنید
ليست خاطرات شهيد                                                              تعدادكل خاطرات 147
قبل از شهيد خداوند هفت پسر به ما داد كه همگي از دنيا رفتند. وقتي كه مجدداً باردار شدم در حال خواب و بيداري ندايي شنيدم كه گفت: پسرت را ابوالفضل نام بگذار، زنده مي ماند. بعد از زايمان همسرم گفت: ...
گوينده :زليخا بهرامي نسبت گوينده :مادر شهيد
موضوع:تولد و كودكي ادامه ...
با ابوالفضل به مكتب مي رفتيم. روزي تصميم گرفتيم كه از آنجا فرار كنيم. به آهستگي خارج شديم. جلوي درب مكتب خانه كتابم از دستم بر زمين افتاد و توجه ملاي مكتب به فرار ما جلب شد.
گوينده :طيبه رفيعي نسبت گوينده :خواهر شهيد
موضوع:تولد و كودكي ادامه ...
يك روز داشتيم مي رفتيم يك موتوري (125) با سرعت داشت مي رفت دو سه حركت موشكي انجام داد . من به شهيد رفيعي اين را گفتم . گفت : حاج آقا حالا جوان است ، توجه نمي كند ، گفتم : برو متوقفش كن . رفتيم ...
گوينده :ن.م حميد نيا نسبت گوينده :فرمانده
موضوع:خاطرات مبارزاتي،سياسي ادامه ...
من يك خاطره هم از ابوالفضل رفيعي براي شما تعريف كنم.حالا يادم نيست كه نماينده قاين كه از ملي گراها بود. ايشان مي گفت كه در گلوگاه هاي ورودي، خروجي مشهد هم ايست و بازرسي گذاشته بوديم _ از همين ...
گوينده :ن.م حميد نيا نسبت گوينده :فرمانده
موضوع:خاطرات مبارزاتي،سياسي ادامه ...
در دوران انقلاب وقتي ما جنازه مرحوم كافي را از بالا خيابان مشهد به طرف حرم مطهر حضرت رضا آورديم بچه هاي حزب الهي و انقلابي ماموريت داشتند . چراغاني هاي اطراف حرم مطهر را بكنند . چون امام 15 ...
گوينده :سيد كاظم حسيني نسبت گوينده :همرزم
موضوع:خاطرات مبارزاتي،سياسي ادامه ...
( محرمانه )
گوينده :محسن دهقاني نسبت گوينده :همرزم
موضوع:خاطرات مبارزاتي،نظامي ادامه ...
وقتي در حوزه بود هميشه رساله امام را با خود همراه داشت نا پدريش مي گفت : بالاخره تو ومرا خواهند كشت اين رساله را با خودت همراه نداشته باش شهيدمي گفت : مرا مي كشند به شما كاري ندارند ...
گوينده :زليخا بهرامي نسبت گوينده :مادر شهيد
موضوع:خاطرات مبارزاتي،سياسي ادامه ...
هنوز در عقد بوديم انقلاب نشده بود . شبي من وخواهرم وشوهرخواهرم را به جلسه سخنراني شهيد هاشمي نژاد برد. قرار بود آن شب شهيد هاشمي نژاد در مورد حقوق زن صحبت كنند هنوز دقايقي نگذشته بود چراغهاي ...
گوينده :فاطمه دهقاني نسبت گوينده :همسرشهيد
موضوع:خاطرات مبارزاتي،سياسي ادامه ...
ما به كمك دكتر بقايي رفتيم كه مقابل شوش قرارگاه داشتند. آن زمان قرارگاه فجر را به عهده داشتند كه تيپ علي بن ابي طالب (ع) و لشكر 17 علي بن ابي طالب فعلي قم يكي از تيپ هاي اين قرارگاه بود. شهيد ...
گوينده :ن.م حميد نيا نسبت گوينده :فرمانده
موضوع:تقيد به انجام كامل ماموريت ادامه ...
در منطقه سرخس يك فئودالي بود به نام رسول خاني، آدمي بود كه دو نفر از بچه هاي پاسدار را در حين تبليغات و ديوار نويسي به شهادت رساند. من به آقاي ابوالفضل رفيعي گفتم: كه اينها آدمهاي خطرناكي هستند. ...
گوينده :ن.م حميد نيا نسبت گوينده :فرمانده
موضوع:اطاعت از فرماندهي ادامه ...
123456789101112131415
          
 جستجوی سریع
 جستجو

 یکی از هزاران ...
شهيد  محمدرضا مهديزاده‌ط‌وسي‌

 حدیث بیداری
20

 پایگاه های دیگر

 وبلاگ ها
  وبلاگ به ياد شهدا
  وبلاگ نور هزاره
  وبلاگ گمشده هزاره
  وبلاگ کربلاي جبهه ها يادش بخير
  وبلاگ کجائيد ياران
  وبلاگ کانال ماهي
  وبلاگ ويش سرخ