جمعه 19 شهريور 1389
آن چه مهم است حفظ راه شهداست، يعني پاسداري از خون شهدا، اين وظيفهي اول ماست «مقام معظم رهبري حفظهالله»
بروز شده
16/09/1387
شهدا
صفحه نخست
سرداران شهید استان
سرداران شهید شهرستانها
جستجوی شهید
جستجوی خاطره
جستجوی عکس
معاونت ها
ادبیات
پژوهش
جمع آوری
هنری
رایانه
روابط عمومی
کتاب
نشر ستاره ها
کتابشناسی ایـثار وشهادت
کتابهای قابل دانلود
صوت و تصویر
صدا
کلیپ
تصاویر جبهه وجنگ
نظرسنحی
این سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟
ضعیف
متوسط
خوب
عالی
شهيد بابامحمد رستميرهورد
موضوع:اطاعت از فرماندهي
گوينده :
ن .م رهبر
من يادم هست شبي كه امام پيام دادند : ارتش و سپاه سنندج را آزاد كنيد .صبح نيروها را جمع آوري كرد از تمام شهر ها حتي تربت كه يادم هست بچه هاي تربت نيشابور و بچه هاي سرخس كه سريع حدود 100 نفر بوديم سريعاً اينها را اعزام كرد به كردستان كه خودش هم به عنوان فرمانده بود و جناب سرهنگ آذرنيوا هم بعنوان معاون ايشان بودند و آقاي مهريان پور هم از نيشابور آمده بود . صبح نيروها را براي آزاد سازي سنندج ، اعزام كرد . ما فردا شبش تهران بوديم . يعني صبح كه حركت كرديم ، شب تهران بوديم . وقتي به تهران رسيديم شب بود . ساعت 8-9 كه به تهران رسيديم يك نفر آمد . گفت : آقاي رستمي كيست ؟ و كجاست ؟ گفتيم : آقاي رستمي ايشان هستند . گفتند : ايشان را دفتر خواستند . سريع بگوييد بيايند . رفتند به دفتر ، برگشتند و گفتند : آقاي يك مسئله اي در طبس پيش آمده و از ايشان خواسته بودند سريع بر گردد . ايشان به خاطر حرف امام و اطاعت پذيري از ولايت فقيه سريع برگشت و و نيروها را به آقاي آذرنيوا سپرد و گفت اينها را به كردستان ببريد .
صفحات مرتبط
خاطره بعدي از اين شهيد
خاطره قبلي از اين شهيد
خاطره بعدي از همين گوينده
خاطره قبلي از همين گوينده
خاطره بعدي با همين موضوع از كل خاطرات
خاطره قبلي با همين موضوع از كل خاطرات
جستجوی سریع
نام خانوادگی شهدا
محل شهادت شهدا
متن خاطرات
عناوین کتاب
سایت های مرتبط
عكسهاي سايت
جستجو
یکی از هزاران ...
حدیث بیداری
پایگاه های دیگر
وبلاگ ها
وبلاگ به ياد شهدا
وبلاگ نور هزاره
وبلاگ گمشده هزاره
وبلاگ کربلاي جبهه ها يادش بخير
وبلاگ کجائيد ياران
وبلاگ کانال ماهي
وبلاگ ويش سرخ