|
| جمعه 14 تير 1387 |
آن چه مهم است حفظ راه شهداست، يعني پاسداري از خون شهدا، اين وظيفهي اول ماست مقام معظم رهبري حفظهالله |
بروز شده19/08/1386 |
|
|
|
|
|
|
|
شهيد عليرضا غفاريانوفائي |
|
|
|
|
|
عليرضا غفاريان وفايي
بسم الله الرحمن الرحيم
فليقاتل في سبيل الله الذين يشرون الحيوه الدنيا بالاخره ومن يقاتل في سبيل الله فيقتل او يغلب فسوف نؤتيه اجرأ عظيمأ
اي كسانيكه حيات دنيوي را به اخروي فروختيد پس بكشيددرراه خدا ،وكسي كه مي جنگد درراه خدا اگر شهيد شود يا پيروز گردد بزودي به او پاداش عظيمي عطا مي كنيم
بنده حقير،ضعيف،مسكين،و گناهكار عليرضا غفاريان،فرزند عباس اعتقاد دارم:
اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له اشهدا ان اشرف الانبياء محمد رسول الله
اشهد ان اميرالمؤمنين علي ولي الله اشهد ان حجت ابن الحسن حجت الله
اشهد ان روح الله الخميني من اولي الامر و من اولياء الله
در اين شب هنگام تصميم گرفتم تا آخرين اعتقاد به خداوند تبارك وتعالي واسلام عزيز را بر زبان جاري وبر كاغذ روان سازم ،باشد كه در روز محشر سرافكنده از حساب وكتاب الهي بيرون نياييم . اي عزيزان دنيا محل گذر است،گذرگاه زودگذر،عبورگاه خطرناك،
آزمايشگاه فعال،آزمونگاه انسانها،فريبگر خلايق است. دنيا ره طويلي از براي دلبستگان بدان وره كوتاهي از براي بريدگان از آن.دنيا جايگاه شيريني از براي دنيا پرستان ومكان طاقت فرسايي از براي آخرت جويان .بايد دانست كه يا بايد به دنيا دل بست و دوست داشت يا به آخرت عشق ورزيد و مگر مي شوددر حين علاقه و دلبستگي به دنيا به آخرت نيز علاقه ورزيد .ابدأواين خيال واهي مي باشدكه فقط سر خودمان را كلاه مي گذاريم ولا غير چرا كه جمع بين ضدين محال است،محال.
آري به فرمايش حضرت علي (ع) كه مي فرمايد:مثل الدنيا كمثل الحيه(مثال دنيا مثال مار است كه دستش زني نرم مي باشدولي در درونش زهري كشنده است كه جاهل فريب خورده به طرف آن ميرود و عاقل آينده نگر از آن دوري مي كند)
بايد از اين سخن حضرت علي (ع) رهنمود گرفته و هميشه در ذهنمان تكرار كنيم كه مبادا دنياي فاني و پست،ما را بفريباند.
اما چطور بايد از دنيا دل بريد وبه آخرت متصل گشت؟سوالي است كه جوابش آسان ولي عملش بس دشوار و حتي محال از براي همچون من گنه كار.اما جوابش را مي توان اين گفت كه بايد در خداي سبحان حل شد،بايد پروانه وار به گرد خدايمان گشت،گشت تا خود را بدان زد و سوخت،خلاصه به قول رهبر عظيم الشأن انقلاب بايد در خدا حل گرديد اما چطور؟
مراحل و شيوه هايي دارد بس سهل از براي رهرو صديقش وصعب ومحال از براي غير رهرو راهش. اما شيوه سهل وآسان ابتدا بايد خداي خويش را شناخت (البته بعد از خودشناسي ) وبدان علم پيدا كرد، علم و آگاهي و شناختي يقيني كه از عقل و فطرت برخاسته و مطابق قلب و دل باشد وبر لسان و زبان جاري گردد. لذا براي شهادتم بايد شكر و حمد رب تعالي را به جاي آورم كه چنين توفيقي كه مختص بندگان خاصه خداست را به من گناهكار عطا فرموده است، بايد بدانيم كه مردن از براي همه است و همه به سوي در حركتند پس چه بهتر قبل از اينكه مرگ به سراغ انسان بيايد، انسان به سراغ مرگ و به پيشواز او برود. امام علي (ع) ميفرمايد:
طيبوا عن انفسكم نفساً و امشوا الي الموت مشياً جمعا. (پاك كنيد خود را از وابستگي به نفس و جانتان و بشتابيد به سوي مرگ شتابي تند وتيز) آري بايد حركتمان و انتخابگريمان بدون توجه به جان و جسم مان باشد كه در اين صورت است كه به سوي مرگ مي شتابيم و آن هم شتابي تند و تيز.
يا در جايي ديگر حضرت علي (ع) مي فرمايد: طوبي لمن با در اجله. (خوشا به حال كسي كه بر مرگ پيشي گيرد ) آري بايد گفت خوشا به حال كسي كه بسوي مرگ آن شهادت و مرگ سرخ بشتابد و جهت حركت كسب شهادت لحظهشماري نمايد. امام حسين (ع) در حين واقعه كربلا مي فرمايد: «آه چقدر مشتاقم كه هر چه زودتر به اين جوانان شهيد بپيوندم ». بلي مدعيان ره علي و حسين عليهماالسلام بايد تأسي به پيشوايان خود نمايند و شهادت را در آغوش بگيرند و به سويش شتافته و كسبش آرزوي دائمشان باشد
آري همانطور كه حسين (ع)و ما بقي ائمه به درياي خون شتافتند و شناوركنان به ساحل پيروزي كه همانا لقاءالله است رسيدند رهروانشان نيز بايد چنين باشند و همينطور كه حسين (ع) ميدانست كه اگر مي خواهد رضاي خداوندي را كسب كند بايد خونش بل خون علياصغر بل خون علياكبرش بل خون قاسمش بل خون ياران و اصحاب و فرزندانش را بايد در اين راه بريزد.
همينطور بايد بدانيم اگر ميخواهيم انقلاب اسلامي تداوم يابد و خط انقلاب از خط انبياء و ائمه اطهار دور نگردد و افراد جامعهمان به سوي متقي شدن و مجاهد گشتن پيش روند بايد همانطور كه حسين و همرزمانش خون دادند ملت رزمنده بالاخص مجاهدان جبهههاي جنگ به آغوش سعادتگاه شهادت بشتابند.
مادر عزيز و پدر گرامي، مادران و پدران مكرمه و محترم بايد مانند حسين عزيز كه علي اصغر ششماهه را به نبرد با دشمن ستمگر فرستاده كه يا اينكه عروس شهادت را در آغوش گيرند و در خونشان غرق شوند و يا پيروزمندانه به رزم بيامانشان ادامه دهند.
پس اي مادران و پدران مبادا كه از شهادت فرزندتان خودتان را ناراحت كنيد و ناشكري و ناسپاسي نمائيد، بل بايد سپاس وحمد خداوند تباركتعالي را بنمائيد كه چنين توفيقي را به فرزندانتان عطا كرده است.
اما شما اي دوستان و همرزمان كه با هم در فعاليتهاي اجتماعي شركت داشتيم ويا همدرس وهممباحثه بودهايم حداقل اينكه گاهي و اوقاتي را با هم بودهايم، خجل دارم از اينكه با شما سروران سخن گويم چه برسد به اينكه پيامي يا رهنمودي دهم، لذا از خودم ميگويم غفلتهايم
ميگويم بدان اميد كه شما عزيزان برايم طلب مغفرت از خداوند غفار بنمائيد….
|
|
|
|
|