خاطرات
پرواز را انتخاب کرد
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۲:۵۵
رانندگی
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۲:۵۵
شیطنت
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۱:۵۱
با آمریکا دست ندهید
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۱:۵۱
حتی در لحظه شهادتش از روی شوخی فحش می داد
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۱:۵۱
حضرت زینب(س)پاکش می کند!
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۱:۴۲
مجید از همه جلوتر بود
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۱:۴۲
از 13 نفری که آن جلو شهید شدند فقط 5 پیکر برگشت
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۱:۴۲
13 نفر را جدا کرد
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۱:۳۹
اگر این را بخورید شهید می شوید
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۱:۳۹
مجید باید برگردد وگرنه اینجا را آتش می زنم!
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۱:۳۹
یک هفته بعد شهید می شوم
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۱:۳۹
یکی را شفا داد
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۱:۳۹
یک اصفهانی برای پسرم کتاب نوشت
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۱:۳۹
*راهی بیمارستان شدم
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۱:۳۶
هیئتِ شهیدساز
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۱:۳۶
از آلمان به سوریه
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۱:۳۶
همیشه چاقو در جیبش بود
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۱:۳۶
قلیان، بس!
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۱:۳۶
تاسیس قهوه خانه
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۱:۲۹
با دمپایی وسط پادگان
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۱:۲۹
خواهر نمی خواهم
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۱:۲۹
نحوه ی شهادت شهید مجید قربانخانی
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۱:۲۹
گفته ی شهید مجید قربانخانی شب قبل از عملیات
۱۴۰۱-۴-۲۸ ۱۱:۲۹